تبلیغات
دفتر یادداشت من تنها - باز باران.....



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 25 آذر 1390-12:15 ب.ظ

نویسنده :مریم

باز باران.....

باز باران با ترانه
با گوهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یك روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان


باران


كودكی ده ساله بودم

شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پای كودكانه
می دویدم همچو آهو
می پریدم ازلب جوی
دور میگشتم ز خانه
می شنیدم از پرنده
داستان های نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران
وه چه زیبا بود باران
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی
بشنو از من كودك من
پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا, هست زیبا, هست زیبا


"قیصرامین پور"- روحش شاد



دیدگاه () 
نوع مطلب :
مهدی
جمعه 25 آذر 1390 07:39 ب.ظ
آخخخخخخخخخخخی! یادش بخیر!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر